نوروز فروردین جان وطراوت اندیشه است..نوروز یک انقلاب است. با هفت سین سلام..،سیر..،سلوک..،سحر..،سجاده..،ستاره..،ساحل.
رهروی را اینگونه است تادریای محبت، باسلامی درفجرصادق و امیدی درسیرمدام به سجاده نشینی این شب بی ستاره تا ساحل امن و آرامش یار..
بر حاشیه ی رود زندگی نشسته وشاهد عمر را به تماشا یم.
چه زیبا می گذرد..
چون آب رفته که بر جوی خویشش میل بازگشت نیست، لحظات می رود بی آنکه بپرسدمیل و خاطرمارا..حالا باید نشست و آرزو کرددر این همه دگرگونی این جان مشتاق هم بر مدار تحول نشیند،شاید مرغی هوای پریدن کرد ملکوت دلدادگی را..پیشاپیش نوروزتان پیروز بادا.. هرروزتان نوروز.
....................................
عاشق شدم به گاه نگاهت که تا ابد
چرخی زنم برای تو مستانه تا ابد
هرجا پریش زلف تو در خاطرم نشست
زیبا شدم به یمن همین شانه تا ابد
عشقت بهانه بود و دختر همسایه ات فریب
بردی بر این فریب دختر همسایه تا ابد
چون کوزه های نارس باران رفته ام
از خاطرات پرشده ی کوچه تا ابد
بابرگهای خسته و بی رنگ باغ ها
آویز شاخه های ترک خورده تا ابد
آواره ی دلم که ز نیرنگ بادها
گل می کنم به گوشه ی ویرانه تا ابد
ای آنکه برده ای و شکستی و رفته ای
من مانده ام به عادت پروانه تا ابد
می آیم و دلم به همین آمدن خوشست
بایسته راه رفتن و پیوسته تا ابد
شکوفه باران باغ هستی مبارک
...............![]()
(حق)
دل برده اي
به ساحت قديس نامها
گل كرده اي
به غربت نزديك يادها
ترنم موزون خواستن زيباست.
مي خواهمت!
به تجليست آشكار حضورت
اينهمه كه مي بينمت!
حس مي كنم
تمام نفس هاي راه را
تا انتهاي كوچه ي قربت، دويده ام
و گاهي
هواي آبي.. بودن چه سخت مي گيرد
و نبض پاي، از تب رفتن چه زود مي افتد..
اين همه قبض را از كدام سو مي باري؟
كه دلتنگ عبورم تنگ عبور..
مي دانم!
اينگونه نيست كه بر خيال توخيال شوم
به همين سادگي..
وقتي خواب دختر خورشيد هواي ذره دارد.
دوباره بايد بروم!
تازه آمده ام سرخط
دارم عاشق مي شوم..
راستي ؟
اين ذره ذره درهم تنيده با درد
به كورسوي چراغي از دور
در راهست؟
يا
پهلوي حماسه
به رسم ديرين
دريده مي آيد؟..
.
شب بود و خيال تو و تاريكي افلاك
من بودم و آه دل و رنجوري اين خاك
من خسته زآه دل و اندوه گذشته
درمانده به راه تو در افسوس دل پاك
(حق)